بهگزارش قدس آنلاین، هشتاد و ششمین روز از آغاز نبرد، صحنه برخورد «دیپلماسی قطرهچکانی ایران» با «جنگ روانی شتابزده آمریکا» بود.
در حالی که دونالد ترامپ با استفاده از شبکههای اجتماعی و رسانههای همسو، تلاش میکند پیشنویس تفاهمنامه در حال تدوین را به عنوان «تسلیم هستهای تهران» و «پیروزی واشنگتن در هرمز» فاکتور کند، دستگاه دیپلماسی ایران با خونسردی، این حباب رسانهای را ترکاند.
آمریکا که در میدان نظامی نتوانست اراده خود را به کشوری مسلط بر شریانهای انرژی تحمیل کند، اکنون در حال استفاده از تاکتیک «درز اطلاعات تحریف شده» است تا شاید بتواند در میز مذاکره، چیزی را بدست آورد که در میدان نبرد از دست داده است.
ترافیک روایتها درباره توافق احتمالی البته تا اینجا به نفع ما تمام شده است؛ یعنی ترامپ، روبیو، حتی امیر قطر و نیز عاصم منیر، همان روایتی را طرح کردهاند که پیش از این، از زبان مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی شنیده بودیم؛ روایتی که در آن، حتی با ادبیات لمپنی ترامپ، قهرمان آن، ایران است.
توهم تسلیم؛ مهمترین عملیات روانی ۲۴ساعت گذشته
مهمترین عملیات روانی ۲۴ساعت گذشته، گزارش هماهنگ منابع غربی مبنی بر «توافق ایران برای واگذاری اورانیوم غنی شده» بود. این خبر که با آب و تاب فراوان در آسوشیتدپرس و از زبان دیپلماتهای ناشناس منتشر شد، یک هدف مشخص داشت و آن جلب توجه افکار عمومی خشمگین آمریکا و آرام کردن کابینه تندرو اسرائیل است.اما واکنش ایران، این سناریو را خنثی کرد. پاسخ صریح سفارت ایران در دهلینو به مارکو روبیو و تأکید اسماعیل بقایی بر اینکه «توافق بر سر یک چارچوب، به معنای پذیرش خواستههای آمریکا نیست»، نشان داد تهران، فریب بازی کلمات را نمیخورد. ایران به درستی دریافته که اگر از «اهرم هستهای» و «اهرم هرمز» بهطور همزمان کوتاه بیاید، هیچ تضمینی برای عدم تکرار حملات ناجوانمردانه غرب وجود نخواهد داشت. همان طور که تحلیلگران الجزیره اشاره میکنند، آمریکا در حال انتشار نسخهای از پیشنویس است که «هیچ شباهتی با توافقهای صورت گرفته با فرمانده ارتش پاکستان در تهران ندارد». این یعنی واشنگتن، در حال مذاکره با خودش است، نه با واقعیت ایران.
هرمز؛ بازگشایی مشروط، نه عقبنشینی
در محور اقتصادی، ترامپ با ذوقزدگی فراوان از بازگشایی قریبالوقوع تنگه هرمز سخن گفت. اما این بازگشایی (اگر صورت گیرد)، نتیجه «موفقیت محاصره آمریکا» نیست؛ بلکه محصول «توقف دزدی دریایی سنتکام» و ارائه معافیتهای تحریمی برای فروش نفت ایران است.به عبارت دیگر، ایران توانسته است با قفل کردن این آبراه، فرمول «نفت در برابر نفت» را به غرب تحمیل کند. واشنگتن که در هفتههای اول جنگ رؤیای «فروش صفر نفت ایران» را در سر میپروراند، اکنون ناچار است در تفاهمنامه در حال تدوین، رسماً به ایران اجازه دهد نفت خود را بفروشد و داراییهای بلوکهشدهاش را آزاد کند. این، معنای دقیق شکست یک راهبرد تحریمی در برابر یک راهبرد جغرافیایی است.
لبنان؛ همچنان زیر آتش
ماشین کشتار اسرائیل در جنوب لبنان با بیاعتنایی کامل به ادعاهای صلحجویانه واشنگتن، در حال خونریزی است. تخریب کامل مقر دفاع مدنی در شهر «نبطیه» و آمار تکاندهنده ۳هزار و ۱۲۳شهید در لبنان، نشان میدهد نتانیاهو، «آتشبس» را فرصتی برای تکمیل پروژه پاکسازی جنوب لیتانی میداند.اما هشدار محمدباقر قالیباف و پیامی که به نعیم قاسم (دبیرکل حزبالله) منتقل شد، مبنی بر اینکه «هیچ توافق فراگیری بدون توقف جنایات در لبنان، برای تهران موضوعیت نخواهد داشت» خط قرمزی روشن را ترسیم کرد. تلفات فزاینده ارتش اسرائیل (که اکنون به ۲۲ نفر رسیده است)، گواه این است که مقاومت لبنان با تکیه بر این حمایت راهبردی، ارتش صهیونیستی را در جنگ فرسایشی زمینگیر کرده است.
ایستگاه هشتاد و ششم؛ صلح در میدان مین
ما در پیچیدهترین مقطع این بحران سهماهه قرار داریم. دیپلماسی ایران، واشنگتن را وادار به پذیرش یک روند ۶۰روزه برای حل و فصل اختلافات کرده است؛ روندی که در آن، تعطیلی برنامه هستهای ایران (آرزوی دیرینه ترامپ و نتانیاهو) از میز مذاکرات خارج شده است.ترامپ تاجرپیشه، اکنون در تله زمان گرفتار است. او میخواهد پیش از انتخابات، یک «توافق پیروزمندانه» را به رأیدهندگانش بفروشد و قیمت سوخت را مهار کند؛ اما ایران میداند تعجیل در امضای یک سند مبهم، به معنای از دست دادن دستاوردهای خونینی است که در این ۸۶ روز بدست آمده است.
رئیسجمهور آمریکا برای رهایی از فشار سنگین انتقاد و تحقیر جامعه بینالملل برای جنگ بیحاصلی که به راهانداخته، در عکسهای مضحک تولید شده با هوش مصنوعی، پیروزیاش را دنبال میکند. پیرکودکی در کاخ سفید.




نظر شما